السيد الطباطبائي

78

قرآن در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

معصومى باشد كه در تعليم خود هرگز خطا نكنند و قهراً تفسيرى كه آنان كنند با تفسيرى كه واقعاً از انضمام آيات به همديگر به دست مىآيد مخالف نخواهد بود . يط - نتيجه بحث : نتيجه‌اى كه از فصل گذشته گرفته مىشود اين است كه تفسير واقعى قرآن تفسيرى است كه از تدبر در آيات و استمداد در آيه به آيات مربوطه ديگر به دست آيد . به عبارت ديگر در تفسير آيات قرآنى يكى از سه راه را در پيش داريم : 1 - تفسير آيه به‌تنهايى با مقدمات علمى و غيرعلمى كه در نزد خود داريم . 2 - تفسير آيه به معونه روايتى كه در ذيل آيه از معصوم رسيده . 3 - تفسير آيه با استمداد از تدبر و استنطاق معناى آيه از مجموع آيات مربوطه و استفاده از روايت در مورد امكان . طريق سوم ، همان روشى است كه در فصل گذشته استنتاج كرديم و آن روشى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و اهل‌بيت او در تعليمات خود به آن اشاره فرمودند ؛ چنان كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمايد « و انما نزل ليصدق بعضه بعضاً » و اميرالمؤمنين فرمايد : « ينطق بعضه ببعض و يشهد بعضه على بعض » و از بيان گذشته روشن است كه اين طريقه غير از طريقه‌اى است كه در حديث نبوى معروف : « من فسر القرآن برأيه فليتبوء مقعده من النار ؛ هر كس قرآن را به رأى و نظر خود تفسير كند جاى خود را در آتش درست كند » از آن نهى شده است ، زيرا در اين روش قرآن با قرآن تفسير مىشود نه با رأى تفسيركننده . طريق اول ، قابل اعتماد نيست و در حقيقت از قبيل تفسير به رأى مىباشد مگر در جايى كه با طريق سوم توافق كند . طريق دوم ، روشى است كه علماى تفسير در صدر اسلام داشتند و قرن‌ها رايج و